- ایران 75 میلیون جمعیت دارد
- شاید حدود 20 میلیون نفر در طول تعطیلات عید مسافرت کنند (شاید هم بیشتر یا کمتر!)
سوال: حساب کنید چقدر احتمال داره که دو تا shv87 ی همدیگرو توی مسیر اصفهان شیراز توی یه رستوران بین راهی ببینند؟ نه واقعا چقدر احتمال داره؟ (:

من داشتم می رفتم شیراز و ناصر داشت از شیراز برمی گشت، خاطره ای شد برای خودش، اتفاق جالبی بود...
پی نوشت: عکس از ناصر
نتایج بروبچ shv87 در کنکور سراسری ارشد ۹۰ شمسی پوریها رو به وجد آورد. یه بار دیگه به همه بچه ها قبولیشون رو تبریک می گم. یه دفعه فکر نکنید حالا که فارغ التحصیل شدیم این بلاگ تعطیل شه ها! اساسا تا موقعی که shv87 ای روی زمین باشه بلاگ shv87 موضوع برای بروز شدن داره :)

پی نوشت:
پیمان علاوه بر قبولی ارشد تو این رشته ها هم مقام اول رو کسب کرد:
بیشترین مطالعه غیر درسی،کمترین حضور در کلاسها،بیشترین میزان غیبت،کمترین میزان جزوه نویسی!

دنیای مجازی دنیای عجیبیه! انگار توی این دنیا ادعا و آرزو سقفی نداره. هر روز هزاران سایت جدید و هزاران فروشگاه جدید و هزاران ایده جدید اجرایی می شن و حتما همه هم تصمیم دارن وب رو تغییر بدن و گوگل تومان به جیب بزنن. گر چه درصد کمی از این هزاران فعال وب به آرزوهاشون می رسن و آمار شکست ایده ها خیلی بالاست ولی باز فضای مجازی خاصیت خودش رو داره. اینجا آرزوها مجازی هستن و شکست یک آرزو انگار معنایی نداره. آرزوها فقط شکلشون تغییر می کنه. کسی اینجا کم نمیاره. حتی بعضی ها با چندین اتاق فکر قصد دارند قسمت ناپاک اینترنت 128 کیلوبیت فیلتر شده را از پاکش جدا کنند. اونهایی که مدام و مدام و مدام به فکر خدمت به بشریت هستن!
رضا تقیپور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در گفتگو با خبرگزاری مهر از اجرایی کردن ایده تفکیک اینترنت پاک از ناپاک در کشور خبر داد و گفت: هستههای اولیه کار آغاز شده به نحویکه چندین اتاق فکر برای عملیاتی کردن ایده اینترنت پاک تشکیل شده و در قسمتهای مختلف بحث و بررسی در حال انجام است. این ایده از زوایای مختلف باید مورد بررسی قرار گیرد و باید به نحوی عمل شود که سرآغاز این طرح از ایران باشد و پس از آن در اختیار تمام بشریت قرار گیرد.
خداییش تنها تو دنیای مجازی هست که یکی می تونه ادعا کنه می خواد همه چیز رو پاک کنه و بعد نتیجه کار رو هم در اختیار بشریت بزاره. چنین ادعاهایی در تمام عرصه های دیگه خنده داره ولی دنیای صفر و یک انگار متعلق به هیچ کس نیست. به قول معروف بی صاحبه! با این سرعت فیلترینگ اشتباهی که اینها در پیش گرفتن اینترنت به زودی تموم می شه. دیگه چی ازش مونده که می خوان ناپاکش رو از پاکش تفکیک کنن.
پی نوشت:انگار زیاد نوشتن خاصیت این روزهاست. رونوشت به @amirpaia
اول از همه بگم که این مطلب نوشته شده و پشت شیشه انجمن علمی کامپیوتر دانشکده چسبونده شده و همزمان اینجا هم گذاشته شده، حالا متن رو بخونید:

دانشجو ها چند دسته اند:
1-
برخی اعتماد به نفس کافی دارند اما از درون تهی اند.
2-
برخی اعتماد به نفس ندارند اما افراد بسیار فهمیده و روشنی
هستند.
3-
برخی اعتماد به نفس خوبی دارند و گهگاهی فکر می کنند و
دیدگاه های نسبتا خوبی دارند.
البته مسلما برخی از دانشجویان در این سه دسته قرار نمی
گیرند، چرا که برخی هم اعتماد به نفس خوبی دارند و هم انسان های بسیار فهمیده ای
هستند و همینطور در جهت عکس. البته بگذریم از آن عده دانشجویان که در هیچ دسته ای
نمی گنجند و کلا جزء آمار نستند!!
خب حالا می خواهیم برخی مشخصات آن سه دسته اول را برای شما
بازگو کنیم تا شما بتوانید در نگاه اول آنها را شناسایی کنید:
1- برخی اعتماد به نفس کافی دارند اما از درون تهی اند.
-
این افراد علاقه وافری به حرف زدن دارند چرا که حرف زدن
بسیار راحت تر از تفکر کردن است.
-
خیلی زود از حرف هایشان پشیمان می شوند اما همچنان بر همان
حرف گذشته خود پافشاری می کنند با اینکه می دانند اشتباه کرده اند.
-
هیچ گاه نمی توانید با آنها جدی صحبت کنید چون اصولا آنها
با خودشان هم جدی نیستند چه برسد به دیگران
-
اصولا از بیخ و بن با همه چیز مخالف اند و استایل «منتقد
هرزه گو» دارند و سعی می کنند در مسائل بی ربط و با ربط خودشان را دخالت دهند با
اینکه می دانند نظرشان برای هیچ کس اهمیتی ندارد.
-
هیچ گاه در زندگی شان کاری را شروع نمی کنند تا مبادا از
سوی دیگران مورد انتقاد قرار گیرند و مبادا زمانی بفهمند که اشتباه کرده اند.
2- برخی اعتماد به نفس ندارند اما افراد بسیار فهمیده و روشنی
هستند.
-
این افراد غالبا در سکوت به سر می برند و تقریبا در گروه
انسان های خجالتی قرار می گیرند.
-
در ارائه مطالب در کلاس و نوشتن مقاله و صحبت در مورد ایده
ها و پروژه هایشان ضعیف هستند و خودشان هم به این ضعف آگاهند و در صدد رفع آن
هستند.
-
غالبا اهل مطالعه هستند.
-
به مسائل اطراف خود آگاه هستند ولی دیگران در مورد آنها
اینطور فکر نمی کنند چرا که آن ها دانسته هایشان را زیاد بروز نمی دهند.
-
در کارهای گروهی کمی با مشکل مواجه اند اما اگر کسی بتواند
با آنها ارتباط خوبی برقرار کند می تواند یک همراه بسیار خوب در کارهای علمی ،
تحقیقاتی و ... داشته باشد.
3- برخی اعتماد به نفس خوبی دارند و گهگاهی فکر می کنند و
دیدگاه های نسبتا خوبی دارند.
-
این افراد در بازه بین دو طیف فوق قرار می گیرند باید سعی
کنند از صفات منفی دسته اول فاصله گرفته و به صفات مثبت افراد دسته دوم نزدیک شوند
برای مثال بایستی بیشتر مطالعه کنند و بیشتر سکوت کنند و بیشتر تفکر کنند. کمتر
صحبت کنند ، دچار اعتماد به نفس کاذب نشوند و در انتقاداتشان ملاحظه کار باشند و
با اندیشه سخن بگویند.
-
اصولا افراد مناسبی برای کار های کارهای گروهی هستند.
-
در اجتماع از دسته دوم نمود و تاثیر بیشتری دارند اما می
توانند بسیار بهتر از این باشند.
-
بهتر است بیشتر دوستان خود را از دسته دوم انتخاب کنند تا
از لحاظ آگاهی به سطح آنان نزدیک شوند.
تمامی کسانی که تا اینجای مقاله را خوانده اند نگران نباشند
، چرا که اگر تا اینجا خوانده اید و سعی کرده اید در خود بیندیشید جزء گروه اول
نیستید، چرا که افراد گروه اول حال و حوصله این کارها را ندارند. آنها دائما دوست
دارند که صحبت کنند در حالی که در زمان مطالعه نمی توان صحبت کرد و این برای آنها
شکنجه است.
ادعا ندارم که این مطلب از دیدگاه علمی بیان شده است ، چرا
که این مطالب در حوزه علم روانشناسی قرار می گیرند اما این نوشتار تلاشی است برای
نشان دادن وجهه های مثبت و منفی شخصیت آدمی. در واقع به ندرت فردی ممکن است کاملا
در یکی از دسته های فوق جا بگیرد بلکه شاخصه از هر دسته را دارد. می توان گفت این
سه نوع شخصیت نمودهایی از رفتارهای متفاوت یک انسان در وضعیت های مختلف هستند. که
هر کس به خوبی می داند بایستی از کدام صفات فاصله گرفته و به کدام صفات نزدیک شود.
چندان امیدوار نیستم که در دانشکده شمسی پور این مطلب چندان
بازخوردی داشته باشد چرا که چندی است که دانشگاه ها که روزی منشا تمام تحولات
بودند هم در رخوت به سر می برند (به دلایل مختلف) چه برسد به موسسات کوچکی چون
شمسی پور، اما خوشحال می شوم اگر نظرات خود را در پستی که با همین عنوان در وبلاگ www.shv87.blogfa.com وجود دارد ابراز کنید.

ساکم سنگین بود.
این دفعه اولی بود که برای تحصیل توی یه شهر دیگه ساکم رو بسته بودم. نمی دونم
شاید هم لازم نبود این همه چیز با خودم بردارم. باز جای شکرش باقی بود از ایستگاه
مترو تا دانشکده 2 دقیقه بیشتر راه نبود و گر نه شاید دستم از کتف کنده می شد!
جلوی دانشکده 2 تا
ون پارک بود. روی درش نوشته بودن "سرویس خوابگاه شهید کریمی"
از در دانشکده رفتم
تو. دفعه اولی بود که میومدم توی شمسی پور. احساس فوق العادیه. دفعه اولی که
وارد دانشکده ای می شی رو می گم. به خصوص اگه شمسی پور تهران باشه. هوا آفتابی بود
ولی گرم نبود. می شد روی چمن ها یه جایی زیر درخت ها نشست و نفسی تازه کرد. همین
کارم کردم. ساکم رو انداختم یه ور و روی چمن ها دراز کشیدم. چند تا از دخترها کنار حوض بزرگ وسط محوطه دانشکده نشسته بودن و داشتن بلند بلند حرف می زدن.
معلوم بود سال بالایین! ورودی ها جدید بلند بلند با هم حرف نمی زنن! حال خوشی
داشتم. فکر کردم باید این حالم رو توییت کنم! لپ تاپم رو روشن کردم. خیلی زود به
اینترنت دانشکده وصل شدم. سرعتش عالی بود. همین حالم رو بهتر کرد. توییتر رو باز
کردم.
نوشتم: "برای
ثبت نام اومدم شمسی پور" و اضافه کردم: "،همه چیز عالیه"
"همه چیز
عالیه" رو پاک کردم نوشتم "حالم خیلی خوبه"
بعد به جای "خیلی"
نوشتم "خیلی خیلی"
یه سری به سایت
اینترنتی شمسی پور زدم تا ببینم برنامه خاصی برای اون روز ترتیب دادن یا نه. ساعت
11 باید خودم رو می رسوندم آمفی تئاتر. هنوز نیم ساعتی وقت داشتم. قبلا صد بار رفته
بودم ولی یه بار دیگه رفتم قسمت گالری تصاویر سایت شمسی پور! یادمه اون روزا که
داشتم برای کنکور می خوندم می اومدم و این عکس ها رو می دیدم. 10 دقیقه ای عکس ها
رو تماشا می کردم. این دفعه یه جور دیگه ای بود.به این فکر کردم که احتمالا بزودی
عکس منم توی گالری می زارن. لپ تاپ رو جمع کردم و راه افتادم سمتی که تابلو "ثبت
نام ورودی های جدید" اشاره می کرد.
ثبت نام 15 دقیقه
ای وقتم رو گرفت. برخوردشون خیلی خوب بود. حالم از اونی که بود بهتر شد. کارت
دانشجویی و نامه خوابگاه رو گرفتم و زدم بیرون.
ووو پسر! آمفی تئاتر
به اون بزرگی ندیده بودم تا حالا. مسئولین دانشکده اون جلو نشسته بودند. فکر کنم
یکی از کارهای جورج وینستون داشت پخش می شد. رفتم سمت پسرها روی یه صندلی نشستم.
سریع لپ تاپم رو گذاشتم روی پام. دلم می خواست توییت کنم!
نوشتم : "به
نظر همه چیز عالیه"
عالیه رو پاک کردم
نوشتم "محشره"
پی نوشت:گرد نخود به این می گن...